الملا فتح الله الكاشاني

28

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( وَكانَ اللَّه ) * و هست خدا * ( بِهِمْ ) * با ايشان يعنى باقوال و افعال ايشان * ( عَلِيماً ) * دانا پس جزا فراخور افعال و اقوال آنها خواهد داد غرض از اين توبيخست مر ايشان را بر جهل بمنفعت و اعتقاد بر چيزى كه خلاف منفعت ايشان است و تحريص بر فكر كردن براى طلب جواب تا شايد كه تفكر كرده عالم شوند بفوايد جليله و عوايد جميلهء خود و تحصيل آن نمايند و تنبيه بر آنكه كسى كه او را براى امرى دعوت كنند كه ضررى در آن نباشد سزاوار آنست كه اجابت بكند براى احتياط فكيف كه متضمن منافع باشد و تقديم ايمان اينجا و تاخير آن در آيه سابقه به جهت آنست كه اينجا غرض از ذكر آن تخصيص است و آنجا تعليل و آيه دالست بر فساد مذهب مجبره چه اين موجب الزام حجت است بر خدا به اين وجه كه چون حقتعالى ايشان را گويد چه زيان دارد شما را كه ايمان آوريد ايشان در جواب گويند ترا چه زيان دارد كه ما را رها كنى و منع ما نكنى از ايمان و در ما موجب كفر نيافرينى و سلب قدرت ايمان نكنى از ما و مهر از چشم و گوش ما بردارى و چون چنين نكردى پس تعجب از فعل تو است كه با وجود خلق كفر و معصيت در حق ما مىگويى كه ايمان آوريد و اطاعت نمائيد پس اين كافر حجت لازم گرداند بر خداى سبحانه ( تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا ) و نيز دال بر فساد قول مجبره است كه قائلند بجواز صدور ظلم از او سبحانه قوله * ( إِنَّ اللَّه لا يَظْلِمُ ) * بدرستى كه خدا ستم نكند * ( مِثْقالَ ذَرَّةٍ ) * همسنگ ذرهء در وزن و ذره مورچهء سرخ را گويند كه از غايت ضعف بتعميق نظر بر ناظر ظاهر نشود و از ابن عباس معنى ذره پرسيدند پارهء خاك برداشت و بريخت گردى كه بر دست او مانده بود بيفشاند و گفت هر جزء از اين ذره ايست و اشهر آنست ذره چيزيست كه بىشعاع آفتاب كه از روزنه افتد در هوا ظاهر نشود و آن را وزنى چندان نيست و حقيقت اين سخن مبالغه است در نفى ظلم كقوله إِنَّ اللَّه لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً يعنى نه از ثواب معين همسنگ ذره كم خواهد كرد و نه بر عقاب مقرر به وزن ذرهء خواهد افزود و چون مثقال مفعالست ماخوذ از نقل پس در ذكر آن ايماست به آنكه اگر چه قدر آن صغير باشد اجر آن عظيم خواهد بود و حقيقت ظلم ضرر به غير رسانيدن است براى نفعى يا دفع مضرتى و چون حقتعالى مستغنيست و عالم بقبح ظلم پس بر او سبحانه روا نباشد * ( وَإِنْ تَكُ ) * و اگر باشد مثقال ذرة * ( حَسَنَةً ) * نيكى در ديوان بندهء مؤمن * ( يُضاعِفْها ) * افزون گرداند ثواب آن را بر تو يكى را ده تا هفتصد و ما زاد تانيث اسم كان باعتبار تانيث خبر است و يا به جهت اضافهء مثقال بمؤنث و حذف نون در تك بدون قياست جهة تشبيه آن بحروف عله و يا به جهت كثرة استعمال * ( وَيُؤْتِ ) * و بدهد خدا او را زايد بر ثواب عمل * ( مِنْ